2242
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/7 | ساعت: 23:06
دیروز رفتم پروژه رو پرینت گرفتم که تحویل استاد بدم ولی وقتی رسیدم دانشکده حراست گفت ۱۰ دقیقه پیش رفته و من ۴۰ دقیقه تو مغازه پرینتری معطل بودممنم یه یادداشت نوشتم گذاشتم روی کتابچه سیمی و با دی وی دی از زیر در هل دادم داخل اتاقش صبح بهش ایمیل زدم که بگم ببخشید اینطوری شد و همونطور که تو یادداشت نوشت...
2244
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/7 | ساعت: 23:06
یاد دو تا مقاله بی ربط به رشته م افتادم که مدتها پیش از روی فضولی و سرچای بیخودی که یهو به ذهنم میاد دیدنشونیکی در مورد آمار وقوع جرایمی خون و خونریزی دار بود که به طرز معنیداری با کامل شدن ماه زیادتر شده بود نسبت به بقیه روزا و یکی در مورد آمار همین نوع جرم تو روزای خاص ماه که شرایط جسمی خانما متف...
2245
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/7 | ساعت: 23:06
پسری که رو دستش گوزن تتو شده و اون یکی که ساعتش پر از ماهی هست سوار میشن و روبروم میشینن.آقای ماهی به نقشه بالای در نگاه میکنه و میپرسه: کجا باید بریم؟ آقای گوزن میگه: اون قرمز کمرنگه (منظورش صورتیه). بعد ایستگاهها رو میشمره و به آقای ماهی میگه: ۹ ایستگاه دیگه، یعنی ۹ تا ۳ دقیقهآقای ماهی یه لبخند...
2246
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/7 | ساعت: 23:06
شب عجیبی بودساعت ۱۱ نشده بود دیدم یه نسیم خنک داره میاددراز کشیدم جلوی در تراس (دقیقا تو زاویه عمودی) و اصلا متوجه نشدم چطور بیهوش شدمبازم رو زمینو تا ساعت ۳ که از سرما بیدار شدمو بعد تا ۵ که طبق عادت بدنم بیدار شدم ولی شدید گرسنه بودمتا نزدیک ۷ که چای دم کشید و خاموشش کردم و باز نفهمیدم چطوری ولی ب...
2249
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/7 | ساعت: 23:06
تو راه پله آموزشگاه بودم، دیدم اون پایین چندتا از شاگردای قدیمی وایسادن منو نیگا میکنن لبخند میزنن. رسیدم پایین داشتم وسط شلوغی مسیر باز میکردم که رد شم، یکیشون اومد نزدیک.میگم how are you? میزنه سر شونه م و میگه: تیچر موهاتو میزنی خوب چیزی میشیاآخه من چی بگم به این نیم وجب بچه که حتی اسمش هم یادم...
2230
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/6 | ساعت: 1:26
2230اوایل کرونا بود و کل دنیا تو قرنطینه. کل اون مدت که ویلون و سیفون بود عادت کرده بودیم حوالی ظهر ویدیو کال کنه و قبل نهار ما و بعد صبحونه اون زمان معاشرتمون باشه. یه بار حرف رسید به اینجا که بهش گفتم بابا یه حرکتی کن، یه تکونی به زندگیت بده. همین حرف بهش برخورد و دیگه خبری ازش نبود. گذشت یکی دو م...
2235
◷
تاریخ انتشار: 1405/5/6 | ساعت: 1:26
2235یهو اومد رو زبونم که «ای دیر بدست آمده ...» هیچ مشکلی هم ندارم، حالم هم خوبه، ولی از کیفیت زمان حال به قدر کافی راضی نیستم مثلا الان یه چالش کلامی مفید لازم دارم که نقطه شروع واضح داشته باشه و به نتیجهگیریای برسه که قبلش نبوده و حس کنم زمان مفید گذشته و منجر به محصول شده هنوز کمبود خواب دارم و...
2151
◷
تاریخ انتشار: 1405/4/24 | ساعت: 11:18
دفعه قبل مامانم به خواهرم گفته بود: شما که رفتید، رفتم نشستم تو خونه و تا مغرب به حال خودمون و زندگیمون و مملکتمون اشک ریختم.الان با خواهرم بیرون بودیم، میگه: مامانم میگه از لحظهای که راه بیفتید تا وقتی تلفن بزنید و بگید رسیدید، تو دل من سیر و سرکه میجوشه؛ کاش الان فردا بود و این راه از جلو پاتون ...
2153
◷
تاریخ انتشار: 1405/4/24 | ساعت: 11:18
2153من سوگ دل کندن از رعنا رو قبلاً پشت سر گذاشتم، امروز وقتی دیدمش که داره میره اونطوری غمگین نشدم، ولی اصلاً ضمانتی وجود نداره که گاهی یادش بیفتم و حس کنم دلم گرفته ...
2154
◷
تاریخ انتشار: 1405/4/24 | ساعت: 11:18
2154اگر هندونه و خربزه و دوغ محلی نباشن، هیچ وقت نمیتونم تابستون رو بخاطر گرمای طاقت فرساش ببخشم ...نمیدونم مشکل اینترنت منه یا بلاگفا، وبلاگا خیلی بد برام باز میشن. حتی همین پنل مدیریت وبلاگ هم
2155
◷
تاریخ انتشار: 1405/4/24 | ساعت: 11:18
2155فروردین عوارض ۴۰۵ ناصرخان رو دادم، ۳۶۰ بود. عصری رفتم عوارض رعنا رو هم تسویه کنم (۴۰۵ با خریدار بود) دیدم شهرزاد یه بند اضافه کرده (ماده ۲۹) که ۹۰۰ تومنه! توضیحی هم نداشت، سرچ هم کردم جواب روشنی نگرفتم. ولی دیگه باید انجام میشد تا نوبت تعویض پلاک بدنسامانه شهرداری عدد رو نشون میده که پرداخت کنی...
2156
◷
تاریخ انتشار: 1405/4/24 | ساعت: 11:18
2156امروز شروع رسمی تابستونه. هرچند تحویل پروژه ها انجام نشده هنوز. یکم زمان بذارم برای برنامه ریزی و بعدش استارت بزنم. البته اگه این نئوتادین زودتر اثر کنه و منو از دست آبریزش بینی نجات بده ...
2157
◷
تاریخ انتشار: 1405/4/24 | ساعت: 11:18
من خودم نیستم ...ولی خیلی یه جا یا یه آدم امن لازم دارم که خودم باشم ...یه جایی که بتونم هرچی بار روی دوش و ماسک روی صورتم دارم رو بذارم کنار و ضعیف ترین ورژنمو بروز بدم ...
2160
◷
تاریخ انتشار: 1405/4/24 | ساعت: 11:18
یکاره بهم پیام داده، میگه شاگرد خصوصی حضوری میگیری؟ گفتم طرف کی باشه، کجا باشه، سطحش چی باشه، چقدر کلاس بخواد؟گفت مامانم! دختر عمه م باهام حرف زده گفته تنهایی داره حالشو بد میکنه، یه جوری سرشو گرم کن.دلم نیومد بگم نه. ولی خونه شون خیلی دوره. تهش گفتم نیمه دوم مرداد، که کارای دانشگاه رو تحویل بدم و س...
2161
◷
تاریخ انتشار: 1405/4/24 | ساعت: 11:18
2161از روزی که دیدم کلاسمو کنسل کردن بخاطر بیمه و منم تمام کلاسای اضافی رو لغو کردم و گفتم فقط همون ۳ کلاس رو میرم، هر روز تلفن میزنن که بهم کلاس جدید بدن.فکر کنم این چهارمین کلاسی بود که توی این چند روز بابتش تماس گرفتن و نپذیرفتم. پول چیز بدی نیست، ولی احترام خیلی قیمتیتره. من ترجیح میدم وقتمو هد...
2162
◷
تاریخ انتشار: 1405/4/24 | ساعت: 11:18
دوش گرفتم برم، لباس عوض کردم، کفشامم پوشیدم، یه لحظه جلو در گفتم نکنه برم و نباشه! خوب شد تلفن زدمنبودوگرنه از الان تاااااااا تایم کلاس خودم باید تو خیابون و این گرما وقت هدر میدادم!